
هشدار جدی درباره تخلیه ۷۰ درصد تهران / آیا واقعا بحران تهران با انتقال پایتخت حل میشود؟
داریوش مختاری، کارشناس مدیریت منابع آبی، با تأکید بر ابعاد گسترده موضوع انتقال پایتخت گفت: «این مسئله تنها یک تصمیم سیاسی یا اداری نیست؛ بلکه ابعاد اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، اقتصادی و زیستمحیطی دارد. هر اقدامی در این زمینه باید بر اساس مطالعات جامع و گزارشهای کارشناسی دقیق صورت گیرد.» او افزود: «انتقال پایتخت اقدامی بسیار پیچیده است و نمیتوان با نگاه صرفاً سیاسی به آن پرداخت. تنها زمانی تصمیمی منطقی و کارآمد اتخاذ خواهد شد که مراکز پژوهشی و شرکتهای مشاور مهندسی، مطالعات عمیق و تحلیلی ارائه کنند و از گزارشهای توصیفی صرف فراتر روند.»
مختاری با اشاره به اینکه بارگذاریهای جمعیتی و صنعتی در تهران سالهاست فراتر از ظرفیت بومشناختی این دشت انجام شده، توضیح داد: «مساحت فعلی تهران به ۹۵۰ کیلومتر مربع رسیده، در حالی که این شهر باید حداکثر ۲۰۰ کیلومتر مربع وسعت میداشت تا با توان اکولوژیک خود سازگار باشد.» به گفته او، توسعه بیرویه شهری، رشد صنایع و کشاورزی، و حفر بیش از ۱۴ هزار چاه مجاز و حدود ۱۴ هزار چاه غیرمجاز فشار سنگینی بر منابع آب وارد کرده است. در نتیجه، امروز حدود ۳۰ درصد از یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون متر مکعب آب مصرفی تهران از چاهها تأمین میشود؛ امری که به فرونشست دشت تهران انجامیده است.
این کارشناس منابع آبی یادآور شد: «تهران سالهاست که از حوزههای آبریز اطراف مانند سدهای لار و طالقان آب قرض میگیرد و اکنون حتی بحث انتقال آب از خلیج فارس یا دریای مازندران مطرح است. این راهحلهای پرهزینه و مخرب زیستمحیطی، تنها بحران را به تأخیر میاندازند و قادر به رفع آن نیستند.» او تأکید کرد: «هر بار که ظرفیت جدیدی برای عرضه آب ایجاد میشود، تقاضا جلوتر حرکت میکند و بارگذاری افزایش مییابد. این چرخه معیوب بحران را تشدید میکند.»
مختاری هشدار داد: «تهران امروز با مجموعهای از بحرانهای زیستمحیطی مواجه است؛ از فرونشست زمین و کاهش منابع آب زیرزمینی گرفته تا تشدید آلودگیها و فشار بر حوزههای آبریز دیگر. در صورت تداوم این روند، ممکن است تا ۷۰ درصد شهر در آینده ناچار به تخلیه شود؛ چراکه منابع آبی پایدار حتی با انتقالهای پرهزینه توان تأمین جمعیت فعلی و آینده را ندارند.»
او در پاسخ به این پرسش که آیا انتقال پایتخت میتواند بحران تهران را کاهش دهد، گفت: «انتقال پایتخت تأثیر چشمگیری بر حل بحران تهران ندارد و حداکثر میتواند ۵ درصد از مشکلات را کاهش دهد. دلیل اصلی این است که بخش عمده بحران ناشی از توسعه بیوقفه و تجاری بودن تهران است، نه صرفاً جایگاه پایتختی آن.» مختاری افزود: «حتی اگر وزارتخانهها، سفارتخانهها و نهادهای حکومتی جابهجا شوند، بحرانهای اصلی زیستمحیطی و زمینشناختی همچنان پابرجا خواهد ماند.»
او خاطرنشان کرد: «انتقال پایتخت در واقع معضلات را از تهران به نقطهای دیگر منتقل میکند. تجربه شهرهایی مثل شیراز، مشهد و اصفهان نشان داده که توسعه بیبرنامه و شهرکسازیهای گسترده، بحرانهای محیطزیستی و اجتماعی را در آنها تشدید کرده است.» وی مثال زد: «شیراز از ۲۰ هزار هکتار اراضی شهری به بیش از ۴۱ هزار هکتار گسترش یافته و وزارت مسکن حتی برنامه توسعه ۱۰۰ هزار هکتاری دارد؛ در حالی که منابع آب کافی وجود ندارد. همین الگو در پایتخت جدید هم تکرار خواهد شد.»
مختاری در پایان تأکید کرد: «به جای انتقال پایتخت باید سیاستگذاریها اصلاح شود. حتی ماندن پایتخت در تهران یک مزیت است، چراکه مشکلات در برابر دید سیاستمداران قرار دارد و فشار برای اصلاح تصمیمات افزایش مییابد. راهکار واقعی شامل توسعه صنایع دانشبنیان و کمآببر، جلوگیری از تغییر کاربری اراضی، توقف تراکمفروشی و اصلاح مدیریت شهری است. تنها با چنین اقداماتی میتوان بارگذاری تهران را کاهش داد و از فروپاشی زیستمحیطی جلوگیری کرد.»









