
دارویی یک میلیاردی و بحرانی جدید برای افراد مبتلا به بیماریهای خاص
افزایش قیمت داروهای ضدسرطان و جلسات شیمیدرمانی دیگر تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه به یک بحران جدی انسانی و اجتماعی تبدیل شده است. داروهایی که تا چند ماه پیش ماهانه گران میشدند، اکنون به صورت هفتگی و حتی روزانه تغییر قیمت دارند و بیماران و خانوادههایشان را تحت فشار شدیدی قرار دادهاند. استرس ناشی از کمبود و گرانی دارو، خود به عاملی مهلک در روند درمان تبدیل شده است.
بر اساس بررسیهای میدانی و اظهارات پزشکان و مسئولان، بسیاری از بیماران سرطانی توان تأمین داروهای خود را ندارند و مجبور به ترک درمان میشوند. جلسات شیمیدرمانی که پیشتر با نظم و برنامهریزی برگزار میشد، اکنون با مشکلات فراوانی مواجه است و برخی بیماران به دلیل هزینههای سرسامآور، ترجیح میدهند درمان را نیمهکاره رها کنند. در برخی کلینیکهای خصوصی، داروهای شیمیدرمانی به قیمت یک جلسه بیش از یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان رسیدهاند؛ مبلغی که حقوق یک کارگر معمولی برای پرداخت آن کافی نیست و معادل چندین سال کار خواهد بود.
تراژدی کلینیکها و مشکلات بیماران سرطانی
تصاویر واقعی از کلینیکهای شیمیدرمانی نشان میدهد که بیماران تازه وارد به سختی پذیرش میشوند و منشیها به طور مداوم با تلفن پاسخگوی بیماران هستند. بسیاری از خانوادهها مجبورند بین ادامه درمان و تأمین نیازهای روزمره زندگی خود یکی را انتخاب کنند. کودکان و نوجوانان نیز بیشترین آسیب را میبینند و محدودیتهای مالی و غذایی، روند درمان آنها را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
کارشناسان میگویند که گرانی و کمبود دارو نتیجه همزمانی چند عامل است: تحریمها، ناکارآمدی سیستم بانکی در انتقال ارز، حذف ارز ترجیحی و ضعف بیمهها. این عوامل موجب شده است که پرداختی از جیب بیماران تا ۶۰ تا ۷۰ درصد افزایش یابد و بسیاری مجبور شوند داروها را ناقص مصرف کنند یا روند درمان را متوقف کنند. حتی داروهای داخلی نیز با نوسانات ارز آزاد تحت تاثیر قرار گرفته و بیماران ناچار به خرید داروهای خارجی یا تکنسخهای میشوند که قیمتشان از چند ده میلیون تا بیش از ۲۰۰ میلیون تومان برای هر نوبت است.
راهکارها برای کاهش فشار بیماران و اصلاح سیستم
کارشناسان معتقدند برای خروج از بحران گرانی و کمبود دارو، اقدامات چندوجهی ضروری است. اول، تخصیص به موقع ارز برای واردات مواد اولیه و داروهای وارداتی و تأمین منابع مالی داروخانهها تا تولیدکنندگان بتوانند دارو را به موقع و با قیمت معقول عرضه کنند. دوم، بهبود پوشش بیمهای و پرداخت هزینهها از سوی سازمانهای بیمهگر، فشار مالی بر بیماران را کاهش میدهد و مانع مصرف ناقص دارو میشود. سوم، مدیریت واردات و تولید داروهای داخلی و وارداتی به گونهای که کمبودهای بازار به حداقل برسد و جایگزینی مطمئن داروها با مشورت پزشک و داروساز انجام شود، میتواند از توقف درمان بیماران جلوگیری کند.
مطالعات میدانی نشان میدهد که مراکز دولتی با وجود کمبود دارو و محدودیت منابع، وضعیت بهتری نسبت به کلینیکهای خصوصی دارند. هزینه درمان در مراکز دولتی با بیمه، قابل دریافت و نسبتا معقول است و برخی فرانشیزها کمتر از بخش خصوصی است. با این حال، نوبتدهی در بخشهایی مانند رادیوتراپی ممکن است به یک ماه برسد و تجهیزات محدود باعث تأخیر در روند درمان میشود.
در نهایت، بدون اصلاح ساختاری در سیستم بانکی، تخصیص ارز، مدیریت تأمین دارو و پوشش بیمهای، گرانی و کمبود دارو به ویژه برای بیماران سرطانی ادامه خواهد یافت و پیامدهای انسانی و اجتماعی آن روزبهروز شدیدتر میشود. این بحران نیازمند توجه فوری دولت، سازمانهای بیمهای و تولیدکنندگان دارو است تا جان بیماران سرطانی از این فشار اقتصادی و درمانی محافظت شود.
افزایش قیمت داروهای ضدسرطان و جلسات شیمیدرمانی دیگر تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه به یک بحران جدی انسانی و اجتماعی تبدیل شده است. داروهایی که تا چند ماه پیش ماهانه گران میشدند، اکنون به صورت هفتگی و حتی روزانه تغییر قیمت دارند و بیماران و خانوادههایشان را تحت فشار شدیدی قرار دادهاند. استرس ناشی از کمبود و گرانی دارو، خود به عاملی مهلک در روند درمان تبدیل شده است.
بر اساس بررسیهای میدانی و اظهارات پزشکان و مسئولان، بسیاری از بیماران سرطانی توان تأمین داروهای خود را ندارند و مجبور به ترک درمان میشوند. جلسات شیمیدرمانی که پیشتر با نظم و برنامهریزی برگزار میشد، اکنون با مشکلات فراوانی مواجه است و برخی بیماران به دلیل هزینههای سرسامآور، ترجیح میدهند درمان را نیمهکاره رها کنند. در برخی کلینیکهای خصوصی، داروهای شیمیدرمانی به قیمت یک جلسه بیش از یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان رسیدهاند؛ مبلغی که حقوق یک کارگر معمولی برای پرداخت آن کافی نیست و معادل چندین سال کار خواهد بود.









